تبليغاتX
مهارت های شاد زیستن <"() BODY onload="startclock>

  اینجا بهارستان ستایشه

کار با بچه ها یعنی عشق، یعنی زندگی، یعنی شــــــــــــــــادی 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 15:10 توسط ستایش |


      گذري کن بر اين بهارستان، تا ببيني در او گلستان ها، وز لطافت به هر گلستاني،

      رسته گلها دمیده ریحانها...

سلام به همه ی انرژی مثبت هایی که چند ماهی از اکثرشون بی خبرم

یه عذرخواهی به همه بدهکارم

بابت ایمیل های قشنگ و ابراز لطف همه تون ممنونم و بازم شرمنده که فرصت جواب نداشتم

درگیر کارهای فارغ التحصیلی و بهارستان بودم

بله، بهارستان...

مرکز پیش دبستانی و مهدکودک خصوصی بهارستان 

قابل توجه همه ی مشهدی های عزیزی که جوجه دارن :

بزودی تبلیغات از طریق همین وبلاگ آغاز میشه،

البته اگه وقت پیدا کنم از طریق سایتی که مختص بهارستان می خوام بزنم تمام کارهامو انجام

 میدم

البته چون هنوز مشغول تجهیز بهارستانیم ممکنه یکی دو هفته ای انجام این کار طول بکشه    

 راستی نماز و روزه های همه قبول درگاه حق تعالی

التماس دعا

ستایش

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 0:35 توسط ستایش


و زندگی چیزی جز آنچه که ما در ذهن خود از آن می سازیم نیست

همیشه چنین بوده

همیشه چنین خواهد بود.

                                                                    موزز مادر بزرگ

                                                                 Grandma Moses

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 22:44 توسط ستایش


                  اگر کاشف به عمل آید که تنها پنج دقیقه از عمرمان باقی

                  است تا حرف های دلمان را بزنیم

                  در این صورت همه ی باجه های تلفن مملو از انسان هایی 

                  خواهد بود که مایلند به سایر انسان ها تلفن بزنند و به آنها

                  بگویند که چقدر دوستشان دارند.

                                                                            کریستوفر مورلی

                                                                       Christopher Morley

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 22:29 توسط ستایش


پشت سرتان را با عصبانیت و جلوی روی تان را با ترس نگاه نکنید

بلکه دور و برتان را با هوشیاری بنگرید.

                                                                                جیمز تربر

                                                                        James thurber

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:21 توسط ستایش


با اندکی دقت در مورد خود و دیگران، در می یابیم که به رغم تفاوت های متعدد و متنوع موجود میان ما و دیگر افراد انسان در شکل ظاهری و خلق و خوی انسانی، آدم ها وجوه مشترک فراوانی در ساخت جسم و جان با یکدیگر دارند. مانند اشتراک در زبان، رنگ، ملیت، فرهنگ عمومی، شغل، طول قد و… و گاه این امور در میان همه ی افراد انسان یافت می شود؛ مانند برخورداری از حواس پنج گانه، راست قامت بودن، نیازمندی به غذا، حس کنجکاوی، کمال طلبی، حقیقت طلبی، میل به پرستش، زیبایی دوستی و اراده ی آزاد.

مشترکات نوع نخست، بدلیل عدم وجود آنها در برخی از افراد انسان، نمی توانند از امور ذاتی و سرشتی انسان به شمار آیند. ولی مشترکات نوع دوم تقریباً در همه ی انسان ها دیده می شود و می توان گفت بطور نسبی از امور سرشتی هستند. لذا کسی که می خواهد خوب، شاد و سالم زندگی کند، بایستی تا حدودی این ها را بشناسد. هر چند برخی از دانشمندان مانند پاسکال معتقدند که " شناخت ذات و سرشت انسان غیر ممکن است. "

اما ما معتقد هستیم که انسان ها ویژگی های طبیعی مشترکی دارند. مانند : فرا حیوانی بودن برخی از ویژگی ها، مثل قدرت انتزاج و استنتاج، جاودانگی طلبی … یا غیر اکتسابی بودن بعضی از خصوصیات انسانی، مانند زیبایی دوستی، کنجکاوی، نیاز به غذا. و یا زوال ناپذیری برخی از ویژگی ها مانند نیاز به خوردن، استراحت، کمال جویی و … که نمونه هایی از ویژگی های مشترک بین انسان هاست.

                   

    

                                                                     

کافیست که کمی دقت کنیم و در وجود خودمانبه درستی آنها را بشناسیم؛ زیرا اگر آنها را بشناسیم یعنی " خود را بشناسیم، خدای خود را بهتر می شناسیم. "( علی (ع) : من عرف نفسه فقد عرف ربه)

خود شناسی به اندازه ی خدا شناسی سهل است و اگر خود را آن طور که هستیم و باید باشیم نشناسیم، زندگیمان در تضاد و کشاکش بیهوده سپری خواهد شد و یافته هایمان از خودمان نه بر اساس واقعیت وجودمان، بلکه بر اساس ایده آل ها و تلقینات خواهد بود، پوچ و توخالی و فاقد انرژی و زایندگی، چرا که اعمالی نیستند که خود واقعی و خود درونمان آنها را بوجود آورده باشد.

پی نوشت : طولانی شدن این پست جبران کم کاری های گذشته بود     

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 23:11 توسط ستایش |


سلاممم

یه سلام پر از انرژی

بله، امروز ۷ بهمن ماه سال ۱۳۸۷ هجری شمسی، مصادف با آخرین روز امتحانات پایان ترم ستایش...

طبق قولی که داده بودم، برگشتم...

اما بهتر دیدم آپ امروز رو از بین ایمیل های قشنگی که دوستان لطف دارند و برام می فرستند، انتخاب کنم...

 

 

 

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم

 

در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود


در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند

 

در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

 

در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد

 

در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم

 

در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند

 

در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است

 

در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب

 

در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد

 

در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد

 

در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است

 

در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود


در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است
 
در 85 سالگي دريافتم كه،همانا زندگي زيباست...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 13:36 توسط ستایش |


سلام

فرا رسیدن ماه محرم رو به همه ی شما عزیزان تسلیت عرض می کنم.

امیدوارم وقتی دلتون شکست ستایش رو از دعای خیرتون فراموش نکنین

شرمنده از اینکه این چند وقت وبلاگ آپدیت نشد و همچنین پوزش بخاطر اینکه نتونستم به کلبه های قشنگتون سر بزنم.

درگیر کارهای دانشگاه بودم

ترم آخر یکم سرم شلوغه

ان شاالله ۷ بهمن ماه آخرین امتحانم و میدم و از سر فرصت به کارهای وبلاگ می رسم.

التماس دعای مخصوص

خواهر کوچکتون، ستایش

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 21:12 توسط ستایش |


فکر کنم فقط المیرا که با اخلاق و روحیاتم آشناست الان دلیل این آپ بی موقع رو خوب می فهمه

یه جمله ی پر محتوا... :

بپذیریم که سرنوشت تابع اندیشه های زیبای ماست و باور کنیم که خدا عاشق ماست و هیچ عاشقی، معشوق خود را رنج نمی دهد... 

زندگی خیلی زیباستبه زیبایی پسر کوچیک خودم

واقعاً نباید مسائل کوچیک رو برای خودمون الکی الکی بزرگ کنیم

الان که به دو روز پیش و دلیل ناراحتی ام فکر می کنم خنده ام می گیره

ممنون از انرژی های مثبت همگی...

شاد باشید

ستایش

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 21:50 توسط ستایش |


آنچه را که حقیقتاً آموختم، در مهد کودک آموختم

این جمله کاملاً جدی بود... 

" بیشتر چیزهایی را که واقعاً درباره ی چگونه زیستن، چه کردن، چگونه بودن، می دانم

در مهد کودک آموختم

عقل و دانایی در نوک قله ی تحصیلات عالیه نبود، بلکه آن را در جعبه ی شن بازی کودکستان یافتم.

اینها چیزهایی هستند که من در مهد کودک یاد گرفتم :

در همه چیز شریک شدن، عادلانه بازی کردن، به دیگران ضربه نزدن، برگرداندن چیزها به جایی که آنها را پیدا می کردم، تمیز کردن ریخت و پاشهایم، بر نداشتن وسایلی که مال من نبودند، عذر خواهی از کسی که به او صدمه زده ام، شستن دستها قبل از غذا خوردن، خوب بودن غذای گرم و شیر سرد برای سلامتی، متعادل زندگی کردن، هر روز کمی یاد گرفتن، کمی فکر کردن، کمی نقاشی کردن، کمی آواز خواندن، کمی بازی کردن، کمی کار کردن...

بسیاری از چیزهایی که ما به آن احتیاج داریم را می توان منتظر گذارد اما کودک را نمی توان، همین حالا زمانی است که استخوانهای او در حال شکل گرفتن، روح او در حال ساخته شدن، و حواس او در حال تکمیل شدن است...

به او نمی توانیم پاسخ بدهیم " فردا "

نام او " امروز " است

امروز است

امــــــــــــــــــــــــــــــروز

با تشکر از شما که بهترین و عزیزترین قسمت زندگی خود را به ما داده اید...

مهد کودک ... (برای اینکه تبلیغ نشه از گفتن نام مهد معذورم)

دنیا دنیا آرامش، شادی و آسایش با مهد کودک ستایش

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:20 توسط ستایش |


با توجه به فرمایش استاد گرامی این پست خلاصه شد...
از موسیقی درمانی برای تمدد اعصاب و کاستن استرس ها نیز استفاده می شود و مشخص شده است که روی اندامی در مغز به نام آمیگدالا اثر می گذارد و از طریق هیپوتالاموس و غده ی هیپوفیز روی غده ی آدرنال که هورمون استرس زا است تاثیر می کند، چون ترشح کورتیزول کند می شود، استرس نیز از بین می رود.
بین موسیقی و شاد زیستن رابطه ی معنی داری وجود دارد؛ یعنی اگر از موسیقی مناسب استفاده شود، عوامل استرس زا که رکن اصلی ناراحتی ها است از بین می رود و آرامش و سکون خوشایند بر روح و روان و جسم انسان مستولی می گردد در نتیجه تند خویی و عصبانیت تبدیل به خنده و شادی می شود.
با اندکی کنکاش در ادبیات و تاریخ کهن ایران زمین معلوم می شود که از قدیم این موضوع شناخته شده بوده است به طوریکه حتی بزرگان حاضر بودند در مقابل نواختن آهنگهای دلنشین برابر وزن سازشان به نوازندگان طلا بدهند چنانکه مولانا می فرماید :


          ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم 
                                                           و ای مطربان و ای مطربان دف شما پر زر کنم


و یا باز در این شعر ملاحظه می شود که بخت و اقبال یافتن و به همدیگر انرژی مثبت منتقل کردن بوسیله ی موسیقی مورد عنایت مولانا بوده است :


         همین دف بـزن هین کف بزن که اقـبال خواهی یافتن 
                                                 مـــردانه بــاش و غم مخــور ای غمگســـــــار مرد و زن 
         قـــوت بــده قــوت ســتان ای خـــواجـــه ی بـــازارگان 
                                                 صرفه مـــکن، صرفه مـــکن در ســود مـطلق گـــام زن


با توجه به اهمیت اثبات شده در موسیقی در شاد زیستن، توصیه می شود در حد امکان از موسیقی مناسب، ملایم و دلخواه خود در زندگی استفاده کنید تا با آرامشی که می یابید موجب راحتی و آرامش همسر و فرزند و اطرافیان خود نیز باشید، نه شرع و نه عرف با موسیقی اصیل و مناسب مخالف نیست، بلکه مخالفت آنها با ابتذال و غنا است که ضررهای فراوانی بر روح و جسم شما خواهند داشت.

اما نظر آقای غلامرضا عادل :

( آثار مخرب موسیقی های نامناسب) بحث خیلی گسترده است، در رابطه با تاثیرات منفی آهنگهای مخرب که مطمئناً اطلاع دارید، سعی کنید به موسیقی یا شعرهایی که مفهومی ندارند یا تحریک کننده اند به هیچ عنوان گوش ندین، با صدای بلند که هم پرده ی گوش و از بین می بره و هم اختلال در شنوایی ایجاد می کنه و هم اثرات منفی بسیار زیادی روی مغز داره موسیقی گوش ندین...
فکر کنم این پست منظورشو از موسیقی اصیل شرح داده باشه...


          مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین
                                                      نغـــنغه ی دگــر بــزن پـرده ی تــازه برگـــزین
          مطـرب روح من تویی کشتی نوح من تویی
                                                     فــتح و فــتوح من تویـــی یــار قــدیم و اولـــین
          ای ز تو شاد جان من بی تو مباد جـان من 
                                                    دل به تو داد جان من با غم تـوست همنشین
  

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 16:55 توسط ستایش |


موسیقی شکل غیر گفتاری احساس، عاطفه، ادراک و شناخت انسان است. موسیقی معنی کلمه ای و مفهوم لغوی ندارد ولی می تواند بار هیجانی نیرومند و دل پذیری داشته باشد، موسیقی حاصل پردازش اطلاعات غیر کلامی حافظه است که از بار عاطفی زیادی برخوردار است.
درمان برخی از بیماریها با آواز از سال 1350 قبل از میلاد بوسیله ی ارفئوس (orpheus) انجام می شده است.بطوریکه نامبرده به درمانگر با حرکات ریتمیک و موسیقی سحرآمیز خود معروف شده است و یا چوپان ها با نی لبک رفتار گروهی گله را تنظیم می کنند و در کوهستانهای صعب العبور بوسیله ی موسیقی گله را از خطرناکترین تنگناها هدایت می کنند، اینها نمونه ای از اثرات موسیقی است که در درمان دردها و زدودن ترس ها و همنوایی و برقراری رابطه ی صمیمی بین انسان ها به اثبات رسیده است.
در زمان فارابی موسیقی سه خاصیت عمده داشته است :1. احساس انگیزی 2. نشاط انگیزی 3. خیال انگیزی و یا تحت شرایطی هر سه خصوصیت را دارا بوده است. امروزه با روش های دقیقی تاثیر موسیقی را در فرایندهای روانی از جمله؛ سازمان بندی رفتار حرکتی، احساس، ادراک، شناخت، آگاهی، بخصوص هیجان و عاطفه بطور تجربی بررسی کرده اند و معلوم شده است که سیستم شنوایی هم تحت تاثیر کارکرد حواس و هیجان و انگیزش از نظر کیفیت دایماً تغییر می کند؛ مثلاً صدای لالایی مادر با ریتم خاص خود در ساقه ی مغزی، فعالیت بنیادی هشیاری را پایین می آورد و حتی آرامش ایجاد کرده و خواب را تسهیل می کند.

موسیقی در هیجان انگیزی موثر است، در کارکرد حس بینایی موثر است، یعنی با موسیقی آرام و دلپذیر، احساس و ادراک بینایی تغییر می یابد و به امواج مخصوصی از طیف امواج بینایی حساس تر می شود، که در تبلیغات و فروش کالا از این مطلب استفاده می شود. به عبارتی رنگ اجناس و کالای مورد نظر را در زمینه ی امواجی که چشم حساس تر می شود در معرض دید قرار می دهند و همزمان موسیقی آرام پخش می شود. لذا در تصمیم و گرایش خریدار اثر می گذارد.
موسیقی در سیستم غدد درون ریز تاثیر می گذارد؛ یعنی ریتم تنفس فرد هنگام پخش به موسیقی آشنا و دلخواه تنظیم و طبیعی می شود.
موسیقی در کاهش درد موثر است؛ زنان عشایر چند ساعت قبل از زایمان محلی آرام در کنار آبشار انتخاب می کنند زیرا صدای ریزش آبشار با موسیقی و ریتم طبیعی خود فعالیت بیوالکتریکی و شیمیایی ساقه ی مغز و ارتباطش با قشر مخ را به نحوی تغییر می دهد که آرامش ایجاد می کند و باعث کاهش درد می شود.   

ادامه دارد...   

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:45 توسط ستایش |


شادی یک احساس رضایتمندی و خوشایند است که موجب سلامتی جسم و روح انسان می شود. وقتی جسم و روح سالم باشند، بی تردید عقل و خرد نیز عملکردهای سالمی را برای زندگی انسانها تدارک می بینند.

هر چیزی هم که سبب سلامت روح و جسم انسان باشد و عقل و ذهن او را فعال و پویا نماید که عملکرد آنها منجر به خرسندی خود و شادی سایر انسانها بشود، مورد قبول و حمایت دین است. پس به راحتی می توان گفت نه تنها دین مخالف شادی نیست، بلکه حامی و پشتیبان او نیز می باشد، به طوری که حضرت علی (ع) می فرمایند :

" المومن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه " مومن شادیش در چهره نمایان و اندوهش در دل پنهان است. در این کلام گهربار معلوم می گردد که ایمان داشتن و مومن بودن، با شاد بودن، همانند دو طرف یک سکه هستند، چرا که مولا نگفته است حزن و اندوه نمایان باشد بلکه فرموده است : شادی در چهره ی مومن باید هویدا باشد. بنابراین اگر بگوییم که دین اسلام دین شادی و نشاط و امید است سخنی به گزاف نگفته ایم. همه ی دستورات دین زیبای اسلام منطبق بر فطرت انسان و تامین کننده ی صلاح دنیا و آخرت او می باشد فطرت هم به تحقیق مخالف شادی نیست.

نشانه ی آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است.(پیامبر اعظم(ص))

خوشحال کردن قلب مومن از ده حج با فضیلت تر است.(امام صادق(ع))

هرکس دل مومنی را که غم و اندوه دارد شاد کند، خداوند دل او را در روز قیامت شاد می کند.(امام جواد(ع))

شادی جزیی از دینداری است و کسی که بتواند بوسیله ی صفت مثبت شادی که در وجود خود پرورش داده دیگری را هم شاد کند، در پیشگاه خداوند از ارج و قرب عظیمی برخوردار خواهد شد؛ زیرا شادی واقعی یعنی لذت بردن از لحظه لحظه ی زندگی که با هدف آفرینش انسان مطابقت تام دارد.

یه درخواست دارم از عزیزانی که سوال می پرسن :

خواهش می کنم اگه وبلاگ هم ندارین، حداقل آدرس پست الکترونیکی تون رو برام بذارین تا بتونم پاسختون رو ان شاالله کامل میل کنم

گذاشتن نقطه چین هم یه جورایی اعصاب و ...

اگه اسمتون و بذارین مشکلی پیش نمیاد

مثلاً این پیام خصوصی از خانوم/آقای ..... : 

"سلام

چرا عادت کرده ایم شبهای قدر با گریه دعا بکنیم

یعنی خدا چشمهای گریان را دوست داره یا می خواهیم بگیم خدا چون دلسوز هست به اشک های ما توجه بیشتری می کنه و دلش به حالمون می سوزه

به نظرم خدا هم توی این شبها دلش میگیره از اینهمه اشک و چهره گشاده می خواد"

نظر شخصی من اینه که وقتی به خودمون میایم، وقتی در مقابل عظمت خدا، خالق جهان، خود ناچیزمون رو می بینیم، نا خود آگاه اشکمون جاری میشه

   وقتی معنای بندهای دعای جوشن کبیر و اسماء خدا رو می خونی، وقتی قرآن روی سرت میذاری و خدا رو قسم میدی گناهاتو ببخشه، وقتی به گذشته نگاه می کنی و می بینی چقدر گناه کاری، وقتی ائمه ی بزرگوار و رفتارشونو می بینی، فاصله ی خودت با خدا رو با معصومین می سنجی، این همه عقب موندن در کسب فضایل و دوری از رذایل خود به خود اشک را جاری میکنه چرا که فضایل موجب زیبایی روح انسان و خوشنودی خداست چنین انسانی به دیگران بهره می رسونه بدون چشمداشت، یعنی مردم از او خیر می بینند نه شر اگر جامعه ی انسانی از چنین انسانهایی تشکیل بشه، دیگه بشر شاهد این همه جنگ و خونریزی که برای سوء استفاده از منابع با ارزش کشورهای ضعیف است، نخواهد بود.

حالا خود قضاوت کنید آیا این اشک با ارزش نیست؟

آیا این اشک انسان را پست می کند یا عظمت می بخشد؟

 شاید بعضی ها اشک عظمت بخش را با اشک پست کننده ی مقام انسانی اشتباه گرفته اند، انسان اگر اشک بریزد برای چیزهای کم ارزش یا فاقد ارزش مانند اشک ریختن برای کسب مال، جاه، مقام و... آن هم نه در مقابل خالق یکتایی که همه چیز به دست اوست، مالک آسمانها و زمین است بلکه در مقابل کسی که مخلوقی بیش نیست و در مقابل هر متاع کم ارزشی که به ما بدهد متاع باارزشی مانند شخصیت و انسانیت را از ما می گیرد و ما را برده خود می کند...

پس مطلق ریختن اشک نه خوب است و نه بد بلکه باید دید که چرا اشک می ریزد؟ یعنی با ریختن اشک چه چیزی به دست می آورد و چه چیزی از دست میدهد؟

اما من مسلمون وقتی سوال شرعی برام پیش میاد، یا چیزی مثل این باید از کسی سوال کنم و جواب بخوام که عالمه، کسی که عمرشو در این راه گذاشته

کتابهای شهید مطهری، برنامه های آقای قرائتی ... خیلی جالبن

این سایت ها هم مطالب جالبی دارن، یه سر بزنین :

در کرانه ی استجابت

حوزه ی کوثر

پرسمان

و...  

شاد و پیروز باشید

ستایش

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 17:30 توسط ستایش |


سلام به ماه مهربون

سلامممممممممممممم

یه سلام پر انرژی به همه ی انسانهای اکتیو و پر انرژی از جمله استاد عزیزم و المیرای نازم

کسانی که واقعاً حضورشون نشاط آور و انرژی زاست

و یه خداحافظ ویژه از تمام کسانی که همیشه آیه ی یاس می خونن

خداحافظ از تمام کسانی که خودشون که به جایی نرسیدن، هیچ، به تو هم دستور توقف میدن

مطمئنم اکثر شما دوستان عزیزم چه در محل تحصیل، چه محل کار دشمن یا بهتر بگم حسود و سنگ انداز و بدخواه کم ندارین

اما همیشه یادتون باشه " دشمن ندارد آنکه هنر ندارد "

بگذریم

آرزو می کنم سال تحصیلی جدید رو با توکل به خدا، امید، نشاط، حرکت... شروع کرده باشین و به همه ی اهدافتون با یاری ایزد منان برسین

از اونجایی که این چهار ماه برای من فوق العاده حساسه

طراحی و پیاده سازی کتابخانه الکترونیکی

محیط های چند رسانه ای

شبکه های کامپیوتری

مستند سازی

پایگاه داده ها

مباحث ویژه

مهندسی فناوری اطلاعات

تجزیه و تحلیل سیستم ها

آز پایگاه و آز شبکه

اینها دلیل پر کار بودن منه

پس بر آن شدیم تا یک برنامه ریزی دقیق به عمل آوریم تا با یاری حق تعالی به همه ی کارهای خود از جمله وبلاگ مهارت های شاد زیستنبرسیم

از این به بعد  انشاالله وبلاگ هر هفته روز پنج شنبه بروز میشه

از همراهی همه ی شما عزیزان سپاسگزارم

شاد و پیروز باشید در پناه حق

ستایش

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16:24 توسط ستایش |


همه دنیا بخواد و تو بگی نه

نخواد و تو بگی آره، تمومه

همین که اول و آخر تو هستی

به محتاج تو محتاجی حرومه

 خیلی دلم گرفته

خیلی

چقدر دلم می خواد با صدای بلند گریه کنم

چقدر دلم می خواد...

خدایا

به حق این شبهای عزیزی که در پیشه از هر کسی که دلم و شکست، از هر کسی در حقم بد کرد میگذرم، میگذرم تا تو هم از من بگذری و راضی باشی، ای مهربانترین مهربانان...

خدایا میخوام با دل صاف و بی کینه بیام پیشت تا آروم آروم بشم

خدایا کمکم کن 

میگن دعای مسلمان در حق برادرش مستجاب میشه

از همه ی شما عزیزان التماس دعا دارم

منو از دعای خیرتون بی بهره نذارین

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 0:39 توسط ستایش


مبحث رنگ، روانشناسی رنگها و معنا و مفهومی که دارند با توجه به تحقیقاتی که روانشناسان و پژوهشگران در این زمینه داشتند فوق العاده مفصل و پیچیده است.

همه ی رنگ ها قشنگ هستند چون خدا خلقشون کرده...

مطالبی که در مورد رنگها و معنی و مفهومشون در این چند پست اخیر مطالعه فرمودین به این خاطر بود که یکم بیشتر به اطرافمون توجه داشته باشیم به قدرت خدا و نبودن کوچکترین نقصی در خلقتش ...

در این پست سعی می کنم به جمع بندی بحث رنگ ها بپردازم(چه کتابی)

رنگ سفید :

مظهر صلح و آرامش و نشانه ی بالاترین سطح تطهیر و پاکی است. به همین دلیل می بینید در جشن ها، عروسیها و صلح از آن استفاده می شود و یا حتی به منظور اینکه پاکی و تسلیم فرد مسلمان نشان داده شود به عنوان لباس سرای باقی بر تنش می کنند تا در پیشگاه معبود و معشوق ازلی و ابدی خود با رنگی شاد و مناسب حضور یابد.

خاکستری :

رنگی است خنثی، نه هیجان انگیز و نه آرامش بخش، رنگی است که فرد را منفعل نشان می دهد...

سیاه :

تیره ترین رنگ است و نشانگر احساس پوچی و نابودی، ترک علاقه، تسلیم یا انحراف و منفی نگری و نشانه ی توقف زندگی است. به همین دلیل وقتی زندگی شخصی به پایان می رسد(مراسم عزا) دیگران برای نشان دادن این اتفاق سیاه می پوشند. استفاده ی بیش از حد از رنگ سیاه در پوشش می تواند باعث کاهش قدرت بدنی، پریشانی و اضطراب گردد و ناامیدی و سازش ناپذیری را به طور نا خود آگاه در زندگی شما جاری سازد

یه پرانتز اینجا باز می کنم :

(خواهرهای گلم این مطلب به استفاده ی بیش از حد از رنگ سیاه در جایی که استفاده از رنگ های دیگه مناسبتره اشاره می کنه و این اصلاً به این منظور نیست که خدایی نکرده چادر باعث احساس پوچیه، خیر و به هیچ عنوان، همون طوری که خودتون بهتر از من می دونید و استادید چادر مشکی قشنگترین حفاظ خانوم ها و نشانه ی سنگینی، متانت و شخصیت والای ما خانوم هاست...)اتفاقاً خانوم های محجبه در مجالس شادی روحیه ی بازتری دارند به قول استاد شهید مرتضی مطهری " حجاب مصونیت است، نه محدودیت "

خواهش می کنم بعضی ها از آب گلالود ماهی نگیرند

رنگ بنفش :

نشانگر همانند سازی، سازگاری، صمیمیت، محبت خواهی و اثرگذاری بر دیگران است. فردی که از این رنگ زیاد استفاده می کند خواستار رابطه ی صمیمانه در یک فضای شاداب مشترک است که یقیناً در زندگی مشترک زناشویی و یا زندگی با جمع و اجتماع این صفت لازم است تا بر مبتای آن شادمانی بر زندگی حاکم شود.

  

سعی کنید برای شاد ساختن زندگی خودتان و دیگران، به خاطر امید بخشیدن به آیندگان و برقراری یک رابطه ی دوستانه و خوشایند با اطرافیان، در پوشش خود که زینت بدن شماست، از رنگ های شاد و مناسب استفاده کنید و مطمئن باشید که در قلب و روح همسر و فرزندان، دوستان و اطرافیان شما اثری مثبت خواهد گذاشت.

حتماً این حرف را قبول دارید که شاد پوشی موجب جذابیت شده و ناخواسته توجه دیگران را بسوی شما جلب می کند. اگر از این جلب توجه کردن، به شکلی مثبت و انسانی، فردی برخوردار باشد و یا استفاده بگیرد، مهر و عشق او در دل دیگران جا می افتد و عامل بسیار اثربخشی در برقراری روابط انسانی می شود. در دل چنین ارتباطی، شادمانه زیستن پرورش خواهد یافت و آنگاه است که این چنین شخصی مورد توجه باری تعالی نیز قرار می گیرد؛ زیرا انسان خلیفة الله است و دوستی جانشینان خدا با کسی، رابطه ی طولی با دوستی خداوند با آن شخص دارد بنابراین چنین انسانی مصداق این آیه ی شریفه خواهد شد :

« ان الله جمیل و یحب الجمال »

دنیا دنیا آرامش با وبلاگ ستایش    

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 0:51 توسط ستایش |


رنگ ها علاوه بر اثر روانی و روحی، حاوی اخبار و اطلاعات زیادی نیز هستند و از این جهت برای کسانی که شخصیتی ارتباطی بصری دارند (بویژه زنان) معانی متعددی می دهد و به همین دلیل عامل ارتباطی بسیار موثر محسوب می شوند.
بی شک همه ی ما به تاثیر و معنای خاصی که از رنگ سبزه زار، آسمان، گل ها، زمین، دریا، خورشید، ستارگان و ... حاصل می شود واقف هستیم.

اما رنگ ها معانی دیگری دارند، مثلاً رنگ قرمز گاهی معنایی دارد که خوشایند طبع بشر نیست نظیر : خطر، فوریت یک امر، انقلاب، جنگ، مبارزه و عصبانیت. به علت همین معنای رمزی در میدانهای گاوبازی یا جنگ از پارچه ی قرمز رنگ استفاده می شود. اما همین رنگ معنایی مثبت و نشاط انگیز دیگری نیز دارد که ما سعی می کنیم در شادی ها و طرب از آن استفاده کنیم، مثل معنی عشق، گرما، زندگی، قدرت، نشاط، انرژی، اراده ی قوی، افزایش میل و اشتیاق.
همچنین رنگ نارنجی سمبل انرژی و نشانه ی سلامتی است. علامت سرزندگی، غرور، سرخوشی و نوگرایی و کیفیت روحی بالا است و باعث افزایش حافظه و افزایش قدرت عضلانی می گردد.

به طور یقین چنین صفات و ویژگی هایی موجب شادمانی در زندگی، رابطه ی دوستانه با همسر و فرزندان و اطرافیان نیز خواهد شد.

رنگ سبز نشان دهنده ی هماهنگی جسم و روان، اعتماد به نفس، پشتکار، خلاقیت و سنت شکنی، موفقیت طلبی، ثبات عقیده و ارزش، اطمینان به ارزش های فکری خود را نشان داده و مظهر دفاع از داشته ها، اصلاحگری شرایط موجود، انعطاف پذیری متعادل و صلح و آرامش و وفا داری و صداقت است. به همین دلیل به وفور دیده می شود که در اتاق های عمل، ملحفه ها و لباسهای جراحان و دستیاران از این رنگ استفاده می شود، به طور کلی رنگ بسیار مطلوبی است و می تواند باعث شادمانی بیشتر و آرامش و امید به زندگی شود. چنان که خداوند رحمان نیز حیات طبیعت را نیز در فصل بهار با رنگ سبز تزیین می کند و پیامبر بزرگ اسلام نیز توصیه می کنند : " به آب و سبزه زیاد نگاه کنید تا چشم شما نورانی و دل شما امیدوار گردد. "
و سعدی (ره) می گوید :
برگ درختان سبز، در نظر هوشیار
                                        هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
یعنی برای القا و معرفی عظمت کبریایی از واژه ی
سبز بهره می گیرد در صورتی که رنگ هایی مثل سرخ و زرد هم در گل یا برگ درختان وجود دارد.

رنگ های سرمه ای و آبی نشانگر آرامش و خشنودی از وضعیت آرام همراه با لذت برن از آن وضعیت است، عشق و محبت زنانگی را بیان کرده و بیانگر این است که چنین فردی، هم خواهان اعتماد است و هم خودش قابل اعتماد است و همواره در جهت آرامش، صلح و وفاداری و ایجاد امنیت تلاش می کند. بنابراین همه ی این صفات لازمه ی یک زندگی شاد و پرامید است.

خوب ببخشید این پست شامل همه ی رنگ ها نیست، چون طولانی می شد تصمیم گرفتم اول در مورد سه رنگ اصلی(R G B) به اختصار بحث کنیم تا در پست بعد روی رنگهای دیگه کار کنیم...

سبز باشید و آسمونی

یاحق               

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 0:1 توسط ستایش |


 امروزه این نظریه ی روان شناسان به اثبات رسیده است که رنگ ها می توانند بیانگر خلق و خو و احساسات و حالات درونی انسان باشند. بشر از روزگاران قدیم تا کنون تحت تاثیر رنگ های محیط زندگی خود بوده است. هر رنگ از نظر ساختار، معنی فیزیولوژیک و روان شناسی، اهمیت اساسی دارد؛ زیرا بخش عمده ای از دریافت های انسان از محیط پیرامونش، از طریق حس دیداری صورت می گیرد؛ بنابراین تابش نور بر سطح اجسام و بازتاب رنگ در قالب سایه و روشن در چشم انسان از بزرگترین نعمت های الهی محسوب می شود، چون تاثیرات مختلفی بر روح و روان آدمی دارند. بر این اساس باید نقش رنگ و تاثیرات روانی و اهمیت و ضرورت آن را در رفتارهای اجتماعی و فرهنگی و همین طور بهره برداری های علمی و فنی مورد توجه جدی قرار داد.


تاکید بیشتر روان شناسان بر روی رنگ و ارتباط آن در رفتارهای انسانی، به امر مهم دیگری نیز باز می گردد که همانا تاثیرات دنیای ماشینیزم و صنعتی بر حالات روانی و شخصیتی انسان امروزی است.
انسان این قرن بیش از هر زمان دیگر ملتهب و آشوب زده و عصیانگر است. او در فشار شدید عصبی و التهاب قرار دارد. بنابراین برای بازگرداندن آرامش و نشاط به زندگی او باید به وسایل و راه های موثر دست یافت، که یکی از ساده ترین این راه ها
استفاده از رنگ است.
در طی سالهای جنگ از تصاویری با رنگ هایی ویژه در جهت تبلیغات و تهییج عمومی بسیار استفاده می شد مانند رنگ های قرمز، نارنجی، بنفش(سرد) و سیاه.
اما پس از جنگ، مردم آرامش، نشاط، روحیه و آسایش در جامعه می خواستند به همین دلیل بار دیگر از تصاویر و رنگ هایی شاداب و لطیف و گرم و زنده استفاده شد. حتی زیباسازی شهرداری نیز به سرعت تصاویر موضوعات جنگی را از روی دیوارها پاک می کرد و به جای آنها از طبیعت زیبا با رنگ هایی دل انگیز استفاده می کرد تا روح زندگی با نشاط را به جامعه بازگرداند و با استفاده از رنگ هایی گرم و جوان تلاش می کرد تا امید و نشاط را در شهروندان ارتقا بخشد چون دانسته بود که تاثیرات روانی بعضی رنگ ها به واسطه ی اثر نامطلوب و حزن آور،
موجب کاهش شور و نشاط اجتماعی در سطح وسیعی از جامعه می شود.


در مدارس و ادارات نیز به عینه تغییر رنگ مانتوی خانم ها از تیره به رنگ های روشن تر به چشم می خورد؛ زیرا این باور در جامعه بوسیله ی تحقیقات علمی به یقین رسیده است که رنگ بیش از هر چیز دیگری با عواطف و احساسات بشر سرو کار دارد یعنی اگر بگوییم اثری مثل طعم، مزه و تزیین غذا بر سلامتی بشر می گذارد شاید سخنی به گزاف نگفته باشیم.
اما هر کدوم از رنگ ها معنی خاصی دارند که انشاالله در پست بعد کامل توضیح میدم 

شاد باشید

التماس دعا      

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 7:0 توسط ستایش |


خواهر عزیزم

بخون و خودت قضاوت کن

ببین شادی واقعی، اعتماد به نفس همیشگی، این که احساس کنی خدا همه جا همراهته...اینا همه ریشه در ایمان تو داره

عزیزی که فکر می کنی این وبلاگ از چیزی حرف می زنه که محاله یا به قول خودت شادی چیزیه که مرده، زندگی همه اش غمه... من قصد نصیحت ندارم، یعنی اصلاً خودم و در جایگاهی نمی بینم که بخوام به شمایی که ۱۰ سال از من بزرگتری درس بدم اما افسوس میخورم

افسوس از اینکه شما عزیزی که مسلمانی، شیعه هستی، انقدر از خدا فاصله گرفتی؟

چرا خیال می کنی من مشکل ندارم، تو رفاهم، دلم خوشه، یا به قول خودت نفسم از جای گرم بلند میشه اینجوری دم از شادی می زنم...

منم مشکل دارم، اصلاً کدوم انسانی رو دیدی که همه چیز بر وفق مرادش باشه ؟ اما من مسلمون خدا رو شکر می کنم که تنها نیستم، من خــــــــــــــــــــــــــــــــــدا رو دارم شما هم همینطور، خواهش می کنم به عنوان خواهر کوچکت ازت خواهش می کنم اگه برای یه بار هم شده با خلوص نیت نماز بخون(نماز شب) ببین بهتر میشی یا نه؟

آره، من شادم، موفقم، همه چیز دارم چون خـــــــــــــــــــــــــدا رو دارم

با خدا حرف بزن، این همه به قول خودت هر کاری کردی تا بی خیال و شاد باشی اما نشد

حالا بیا با خواندن نماز شب خودتو آروم کن، اونوقت می فهمی من چی میگم، شادی واقعی در ایمان به خداست، تقرب به خدا

اصلاً هدف از خلقت انسان رسیدن انسان به کمال واقعی و قرب الهی بوده

تو یک قدم به سوی خدا بردار، خدا ده قدم به سمت تو میاد، تو آهسته برو، خدا شتابان نزد تو خواهدآمد...

الان، توی این ماه عزیز بهترین زمان برای برگشتن و تثبیت شادیه، اینو کسی بهت میگه که خودش برگشته... 

من ۲۰ سال زندگی کردم، اما یک سال، فقط یک سال طوری بودم، جوری فکر می کردم که نباید می بودم می دونی چرا؟ چون به خودم مغرور بودم، خیال می کردم شیطون به هیچ طریقی نمی تونه گولم بزنه اما راهشو پیدا کرد اونم طوری که زمانی که به خودم اومدم و فهمیدم چه کردم باورم نمیشد که ...میدونم شما هم یه جورایی مثل من بودین به خاطر همینم میخوام راه خودم و بگم راهی که چون خدا دوستم داشت سر راهم گذاشت توبه، رفتم سر مزار مامان جانم و ازش خواستم پیش خدا شفاعتمو بکنه، الان انقدر آرومم که خودمم باورم نمیشه 

عزیزم چرا فکر می کنی تمام راهها به روت بسته است؟

منو ببین نمیگم خیلی با ایمانم اما تونستم برگردم

خیلی وقته، مطمئنم شما هم می تونی، فقط باید یادمون باشه توبه شرایطی داره

پشیمانی و تنفر قلبی از گناه و برنگشتن به گناه

اینم مطمئن باش که خدا ارحم الراحمینه، شما دیگه میشی مثل نوزادی که تازه از مادر متولد شدی اگرم شیطون خدایی نکرده می خواست دوباره احمق بشه ذکر بگو : لا اله الا الله و ...

راستی ایکاش آیدیتو میذاشتی تا مجبور نشم اینجوری با شما در ارتباط باشم

برای شهادتم دعا کن

این آرزویی بوده که از بچگی داشتم، دعا کن خدا منو لایق نایل آمدن این مقام بکنه...

بازم میگم، قصد جسارت و نصیحت نداشتم، ولی چون خودم با حرف و کتاب خوندن به خودم اومدم خیال کردم شاید شما هم اینجوری آروم تر بشی

بی خبرم نذار(شـــــــــــــــــــــــــــــاد باشی)

 اینم فواید نماز شب

1) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است.

2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.

3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است.

 

4) باعث روشني دل است.

 

5) باعث استجابت سريع دعا است.

 

6) باعث پذيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.

 

7) باعث كفاره گناهان است.

 

8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز است.

 

9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است.

 

10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است.

 

11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است.

 

12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است.

 

13) باعث تابش نور خدا به او مي‌شود. 

 

14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است.

 

15) باعث افزايش عمر است.

 

16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و اداي قرض است.

 

17) باعث نوعي صدقه است.

 

18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است.

 

19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار مي‌دهد.

 

20) كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.

 

21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.

 

22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش.

 

23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه عريانند.

 

24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قيامت شادمان است.

 

25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله مي‌گذارد.

 

26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است.

 

27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش.

 

28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است.

 

29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر.

 

30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ايمن مي‌كند و برات آزادي از آتش جهنم است.

 

نماز شب

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 1:57 توسط ستایش


سلام

بعد از یک ماه و هفت روز به نت برگشتم

خواهش می کنم عصبانی نشین (افرادی که با نظرات خصوصی نگرانی خودشون رو ابراز کردند)متاسفانه باید بگم من زنده امحالا حالا ها مثل اینکه هستیم در خدمتتون

ممنون از نظرات قشنگتون و شرمنده از اینکه نتونستم این مدت بیام و سر بزنم و بازدید پس بدم، به بزرگواری خودتون ببخشید

راستی نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق، من و از دعای خیرتون فراموش نکنینان شاالله

 اما در بین نظرات، نظر دوست عزیزی منو به خودش جلب کرد :

اگه نتونیم ازدواج کنیم چطوری زندگی شادی داشته باشیم

خوب اگه من اکثر پستهام به ازدواج مربوط میشه به خاطر اینه که خیلی از عزیزانی که به وبلاگم سر می زنن در قسمت پیام خصوصی سوالاتی رو مطرح می کنن که من اینجوری سعی می کنم ابهامات عزیزان رو برطرف کنم، از طرفی هم ازدواج واقعاً شادی زاستاما این به این معنی نیست که افرادی که مجرد هستند روح پژمرده ای دارند، نه اصلاً، مثلاً یه نمونه اش خود ستایشاگه دوست داشتی می گم چکار کنی تا همیشه و در هر حالتی شاد باشی(البته به شرطی که حرفهامو پای نصیحت نذاری)  

 ستایش شادی یه رویاست شادی یعنی چی یعنی بی خیالی یعنی غصه هاتو نبینی

تارای عزیزم، چرا فکر می کنی زندگی شاد یعنی بی خیالی؟

اصلاً اینطور نیست، برای داشتن یه زندگی شاد و موفق باید به خودت بها بدی، وقتی به مشکلی برخورد کردی با فکر، با مشورت، با عزم راسخ برطرفش کنی نه اینکه بی خیال بشی

تارای عزیزم این ماه، وقت قشنگیه برای تثبیت شادی، وقتی انسان خودشو بشناسه و به ارزش خودش پی ببره اونوقت که این اشرف مخلوقات، خدا رو می شناسه و وقتی با خدا بود همه چیز داره...

امیدوارم همیشه شاد باشی عزیزم  

از تمامی دوستان عزیزی که برام آف یا ایمیل گذاشتند درخواست می گردد اگر سوالی داشتن به صورت پیام خصوصی مطرح کنند چون ممکنه دیگه به آی دیم سر نزنم.

هر که را باشد امــــید زنــدگی

                                       زنــدگی را جـــمع کــند، بــا بندگی

می رسد بر آرزوی وصل خویش

                                        باز می گردد به ذات و اصل خویش

گر شود انگـــیزش او را پشتبان

                                        فرد راضــی، زنـدگی اش گـلستان

شاد و خرم همچو گل اندر بهار

                                        گــــفته ایـــن را بـــارها پـــــروردگار  

                                                                                      (امیر حسینی) 

ممنون از همه

ستایش

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:23 توسط ستایش |


                           هــر کجا عشـــق آید و ساکن شـود

                                                          هر چه نا ممکن بود، ممکن شود

                           در جهان هر کار خوبی ماندنی است

                                                          رد پای عشـق در او دیدنی است 

خانواده، نهادی مقدس است که از پیوند ازدواج زن و مرد، هسته ی اولیه ی آن شکل می گیرداین دو موجود هر کدام با سرشت و ویژگی های منحصر به فردشان، طرحی نو در می اندازند تا در کنار یکدیگر مسیر حیات خویش را به گونه ای مشترک و با حال و هوایی متفاوت از عالم مجردی طی نمایند.

برخی اختلاف نظرها و تفاوت سلیقه ها، ممکن است که کشتی زندگی مشترک را دچار تب و تاب نموده و مخاطراتی را متوجه زندگی زناشویی کند.اما هر چقدر فهم، درک، گذشت، بینش و خدا ترسی طرفین(همون زن و شوهر) بیشتر باشد، قدرت و توان مقابله و رویارویی آنان با حوادث و ناملایمات و اختلافات بیشتر می شود.

به عبارت دیگه، ضعف شخصیتی، کوته فکری، تک روی، تنگ نظری و در نظر نگرفتن رضای خداوند، عواملی می شوند برای کاهش عشق و علاقه ها، دلسردی ها، بی تفاوتی و در نهایت سست شدن و فروریختن پایه های خانواده

پس اگر نگاهمان به طرف مقابل، نگاهی عمیق و واقع بینانه و نگرش مان به زندگی، نگرش الهی و انسانی مبتنی بر احترام و گذشت و عشق و ایثار باشد، خواهیم دید که طعم شیرین و لذت بخش زندگی، سالیان دراز در کاممان خواهد ماندبه قول شاعر :

" زنــدگی زیـباست ای زیـبا پسند

                       زنـده انـدیشان، به زیـبایی رسند

  آن قدر زیباست این بی بازگشت

                      کز برایش می توان از جان گذشت "

عوامل خوشبختی زندگی مشترک(البته به اختصار) :

قبل از ازدواج :

بررسی و تحقیق و انتخاب همسر مناسب

خواستگاری، قراردادها و خریدهای مناسب

بعد از ازدواج :

روابط زناشویی و جنسی زوجین

بارداری

کار کردن خانم ها در خارج از منزل

آشپزی و خانه داری

تربیت فرزند

رفتار با والدین همسر(روی این خیلی تمرکز و خلاقیت داشته باشین)

خرید مایحتاج خانه

خرید اثاث و دکوراسیون منزل

مسافرت و میهمانی و تفریح

انتخاب محل سکونت

تحصیل فرزندان

روابط اجتماعی و دوستانه

ازدواج فرزندان

حوادث و پیشامدها...

برای همتون آرزوی سلامت، سعادت، شادکامی و زندگی آسمونی دارم

شاد باشین

ستایش 

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 23:40 توسط ستایش |


برای رسیدن به چنین باوری باید اقدامات زیر را انجام دهید :

۱. ایمان به خدا و اعتقاد عملی به ذات حق تعالی

۲. از منفی بافی پرهیز کنید.

۳. به هر هدفی که دوست دارید برسید، ابتدا باور کنید که خواهید رسید.

۴. فهرستی از داشته های خود را تهیه کنید و همواره به آنها متمرکز شوید.

۵. در کنار حفظ عادت های مفید و مثبت، همیشه راه های نو و ابتکاری پیدا کنید.

۶. ترس را از وجود خود دور کنید.

امام علی (ع) می فرمایند : " ترس بدترین دشمن انسان است "

امروزه روانشناسان نیز ترس را بدترین دشمن انسان می شناسند.

۷. با توکل به خدا همواره شجاعانه و با مطالعه ی قبلی تصمیم بگیرید و قاطعانه هم عمل کنید.

۸. تا حد ممکن از خشم و اضطراب بپرهیزید و موقعیت های خشم و اضطراب زا را ترک کنید.

۹. آرامش خود را با هدف و تلاش همراه سازید. 

م.ب عزیز امیدوارم جوابم براتون رضایت بخش باشه

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 16:57 توسط ستایش |


اول از همه روز پدر رو به همه ی پدرهای مهربون تبریک میگم

مخصوصاً بابا جـــــــــــــــــــــون خودم

این پست در تکمیل پست قبلی به سفارش دوست عزیزمون هست

انواع حافظه :

۱.حافظه ی زبانی (verbal) : که حفظ و یاد آوری نام ها و تاریخ ها و مانند اینها را انجام می دهد.

۲.حافظه ی عضلانی یا عملی : طرز کار و روش انجام امری را که در گذشته فرد آموخته است حفظ می نماید :مثل طرز ماشین نویسی، رانندگی، شنا کردن، بنایی، نجاریو ... که فرد در گذشته آموخته و بعد از مدتی ترک آن، دوباره می تواند انجام بدهد.

۳.حافظه ی فعال : حافظه ی فعال را می توان فضای شناختی دانست که مکانیسم های توجه در آن جای دارد. این حافظه دارای دو کارکرد است :

۱.اندوختن اطلاعات پس از پردازش آن

۲.تنظیم نحوه ی عمل و روش های اجرایی

پس تا اینجا فهمیدیم که که حافظه، موجب شناسایی (ادراک) صحیح اشیاء، حفظ و نگهداری، تشخیص و یادآوری مطالب می شود.حافظه تصورات ما از اشیاء و مفاهیم و به طور کلی مجموعه ی ادراکی ما را به خوبی سازماندهی کرده و در جای مناسب قرار می دهد و بدین وسیله از آشفتگی و اختلاط آنچه که به ذهن ما وارد شده است جلوگیری می کند. حال همین حافظه اگر به درستی کار خود را انجام ندهد، هرگز قادر نخواهیم بود که چیزی را یاد بگیریم، چیزی را در زمان لازم بشناسیم و به خاطر آوریم، طبیعی است که گرفتار ناراحتی های روحی و جسمی می شویم. اما اگر بلعکس احساسات را درک کند، به درستی شناسایی نماید، به طرز صحیح به هم ارتباط دهد و مجموعه ی ادراکی ما را بسازد و بوسیله ی ارتباطات، مفاهیم و اشیاء را برای انسان معنی دار کند و به خوبی در جایگاه مخصوص خودش نگهداری نماید و به موقع به خاطر ما بیاورد؛ در انجام بهینه ی وظایف، مارا کمک کرده در تشخیص افراد مساعدت نموده و در برقراری ارتباطات انسانی یاری مان می دهد و موجب موفقیت و خوشی ما می شود و بدین وسیله می تواند در ساختن زندگی شادمانه برای انسان، کمک قابل توجهی ارائه دهد.

راههای تقویت حافظه :

به نظر من اگه ده میلیارد سلول مغزی مون رو هر لحظه فقط روی یه کار متمرکز کنیم همیشه می تونیم کارهامون رو به بهترین نحو انجام بدیم(زمانبندی کارها)

اما نظر متخصصان چیه؟

متخصصان معتقدند که استرس هاي روزمره تا حدي مغز انسان را تحت تاثير قرار مي دهند که کم حافظگي را به وجود مي آورد.


روانشناسان در اين زمينه توصيه مي کنند که :
١. موز بهترين دوست حافظه : ويتامين B بهترين تغذيه حافظه است و موز داراي اين منبع غني ميباشد.
٢.
مهرباني با خويشتن : انجام کارهاي مورد علاقه مانند خريدن يک شاخه گل , کتاب رمان, ملاقات دوستان قديمي و ........ باعث افزايش ترشح هورمون " دوپامين " مي شود که احساس خوبي را در فرد به وجود مي آورد و اين افزايش تاثير مثبتي بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسئول حافظه است ميگذارد.
٣.
قدم بزيند : زنان يا مرداني که درروز به طور مرتب قدم مي زنند بسيار کمتر دچار فراموشي ميشوند . چرا؟ تحقيقات نشان داده است که فعاليت ,ارتباط مغزي را در بخشي که ذهن مسوول حافظه است گسترش مي دهد.
٤. غذاي سس دار نخوريد : بر اساس تحقيقات انجام شده برروي عادات غذايي بيش از ٨ هزار نفر , استفاده از اين نوع سس ها و غذاهاي سويا دارباعث کاهش قدرت حافظه مي شود. علت آن است که يک ماده شيميايي موجود در اين نوع سس ها و سويا که گفته مي شود ضد سرطان و بيماري قلبي است دقيقا عکس اين خواص را در مورد حافظه با خود دارد. با اين حال يک بار خوردن آن در هفته چندان مشکلي ندارد!
٥. خواب به موقع : يک استراحت خوب مغز مي تواند اطلاعات بیشتر و بهتري را به حافظه شما باز گرداند تا مغزي که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .
٦. بيشتر به خودتان برسيد : تحقيقات نشان مي دهد افرادي که رژيم هاي غذايي بسيار کم کالري در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رساني را بسيار کند انجام مي دهد بلکه از ديگر افراد هم سن و سال خود که اين رژيم را ندارند نيز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود مي باشند.
لذا به فکر خود باشيد و رژيم هاي غير موجه را فراموش کنيد.
٧. چاي گياهي بنوشيد : آهن براي عملکرد صحيح حافظه ضروري است و نوشيدني هاي کافئين دار به علت دارا بودن موادي به نام " تانن " ( اسيد تانيک) که ٧٥ درصد آهن موجود در بدن را از بين مي برند باعث اختلال در حافظه می شود . 
٨. خوردن قند و شکر مصنوعي را کاهش دهيد : اين امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشيدن بيش از يک يا دو نوشيدني رژيمي در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخريب مي کند . خوشبختانه تاثيرات منفي اين مسئله دائمي نيست و شما به راحتي مي توانيد با قطع مصرف شيريني هاي مصنوعي مجددا حافظه خود را اصلاح کنيد. 
 

ستایش

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 23:5 توسط ستایش |


حافظه شامل آن دسته از فعالیت هایی است که به صورت حفظ، یادآوری، تشخیص

 و انجام آنچه در گذشته آموخته شده است ظاهر می گردد.بعضی حافظه را یکی از

شکل های یادگیری می دانند و دسته ای آن را نتیجه ی یادگیری فرض می کنند.

حافظه ی انسان مانند یک بایگانی است که صورت های ذهنی همراه با برخی از

 عناصر دیگر در آن نگهداری می شوند و در مواقع لزوم از آن خارج شده، به صحنه ی

 روشن ذهن انسان منتقل می شوند. 

 

خصوصیات و جنبه های اساسی حافظه :

خصوصیات عمده ی حافظه، حفظ و نگهداری است.یادآوری، تشخیص و اجرا آثار نتایج حفظ

می باشند.

جنبه های اساسی حافظه عبارتند از :

توجه (Fixation)

حفظ (Retention)

یادآوری (Recall)

تشخیص (Recognition)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 23:22 توسط ستایش |


اگر  فرض را بر این بگذارید که در ۲۵ سالگی ازدواج کنید می توان نتیجه گرفت که حدود ۵۰ سال یا بیشتر (با فرض برخورداری از عمر طبیعی) با زنتان زندگی خواهید کرد.پس به این بیندیشید که با شاد کردن زنتان خودتان هم شاد و خوشبخت خواهید بود.

برای این کار باید سعی کنید در خودتان عادات بهتر ایجاد کنید مثلا" قبل از اینکه میهمان دعوت کنید موضوع را با او در میان بگذارید به او فرصت کافی برای تدارک میهمان بدهید...در مسایل عقلانی و منطقی با زنتان موافقت کنید.اشتباهات خود را بپذیرید.اشتباه پذیری کسر شان و امتیاز دادن نیست بلکه اشتباه بهترین آموزگار انسان است.سعی کنید بخندید تا دنیا به همراه شما بخندد و به همراه شما زن شما هم بخندد یقین بدانید که خوشحال کردن زن هنر است نه علم...اگر علم بود همه می توانستند کسب کنند اما هنر ریشه ذاتی و درونی دارد و به همین جهت آثار آن هم ماندگارتر است.  

از تلاش زنتان قدردانی کنید، در تصمیم گیری به او کمک کنید؛ زیرا تصمیم گیری کمی برای زن ها مشکل است.به جنبه های مثبت او فکر کنید در این صورت است که به همان شکلی در می آید که شما می خواهید، یقین بدانید که هیچ انسانی کامل نیست، آیا تا کنون سیب صد در صدر کامل و بی عیب و نقص دیده اید؟ ممکن است در ظاهر هم باشد ولی زمانی معلوم می شود که از درونش با خبر باشید.به همین شکل بعید است که زن و مرد کاملاً بی عیب پیدا شود، پس سعی کنید عیب هایش را بپوشانید و هدایتش کنید تا بر طرف نماید.

به زنتان کمک کنید تا استعدادهای خودرا پیدا کند. شرایطی فراهم کنید تا هنرهایش را نشان بدهد و با بهره گیری از قدرت تعریف و تمجید شما بدرخشد. به جای خرید هدایای گران قیمت، برای زنتان وقت صرف کنید. هر وقت فرصتی پیدا می کنید او را به اجتماعات ببرید، به گفته هایش گوش بدهید و حتی اجازه بدهید در صورت لازم فریاد بکشد، از این طریق به آرامش می رسد و شاد می گردد. هر وقت کاری برای زنتان انجام می دهید فرض را بر این بگذارید که آن کار را به خواهش دلتان و برای راضی کردن خودتان انجام داده اید، لذا منتظر سپاسگزاری نباشید.

محبت خودتان را به زبان بیاورید و به زنتان بگویید که ((دوستت دارم)) به او بگویید که ((خیلی زیبا هستی)) حتی به مادرش بگویید که دخترش را دوست دارید، فراموش نکنید که حال و هوای عاشقی تا زمانی بر فضای خانواده ی شما حاکم خواهد بود که رفتار شما با همسرتان مانند رفتار روزهای آشنایی و نامزدیتان باشد. البته گاهی هم لازم است که بر موضع خود بایستید و استوار و محکم "نه" بگویید ، زیرا استقامت، استقلال، ثبات رای و "نه" منطقی گفتن شما به زنتان قوت قلب می دهد، به او اطمینان می بخشد و اگر در حد متعادل باشد، موجب خوشحالی و شادمانی او می گردد.

یقین بدانید که هرچه در خانه شادتر باشید و ارتباط بهتری با همسرتان داشته باشید، انرژی بیشتری دارید تا صرف کارتان بکنید و به این وسیله در کارتان نیز موفق تر خواهید شد.

زنان نیاز به صحبت کردن دارند، مردی که با زنش صحبت می کند و به حرفهای او گوش می دهد قلب زنش را تسخیر می کند، بارها شاید شنیده باشید که خانمتان می گوید : " فقط می خواهم حرفم را بشنوی و آنچه را می گویم درک کنی و به احساس من اهمیت بدهی " این جمله و امثالهم بیانگر ابراز درونی وی است. پس به آنها کنید تا شادی در فضای زندگی شما پراکنده شود. 

امیدوارم زندگی همتون شاد و زیبا و آسمونی باشه

ستایش      

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 13:16 توسط ستایش |


سلام به همه ی دوستان عزیز

بلههههههه امتحانام تموم شد و تابستونم شروع شدددد

چه حس خوبیه وقتی آخرین امتحانتو میدی و با خیال راحت یه ترم دیگه رو هم پشت

 سر میذاری

کلی برنامه دارممممممممممممماولیش گرفتن گواهینامه ی رانندگییییییکه در

راس اموره

بعدشم قراره انشاالله زود به زود وبلاگمو آپ کنم و ...

از همه ی نظرات قشنگتون ممنونم

از کتایون جونم و مینوی نازم هم معذرت می خواممیدونم قرار بود شانزدهم آپ کنم

 اما یه سری مسائلی پیش اومد که نشد

امیدوارم همیشه شاد شاد شاد شاد شاد شــــــــــــــــــــــــــــــــاد باشین

ستایش 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 13:56 توسط ستایش |


 

"نورمن کازنیز" معتقد است که از طریق خندیدن با بیماری فلج مبارزه کرده است

و اعتقاد دارد که از طریق خنده می تواند وضعیت معکوس را بوجود بیاورد.

او می گوید : دیدن فیلم های کمدی ، شوخی کردن ، لطیفه گفتن ، درد را از ما رفع می کند ،

وقتی می خندیم همه چیز به نفع جسم و ذهن ما پیش می رود ، آندرفینی که در مغز تخلیه

می شود به ما احساس "پرواز طبیعی" می دهد و بازدهی سیستم تنفسی ما را بالا می برد و

بوسیله ی خنده ، درد را تسکین می دهد. چنان که گویند : "یک دقیقه خنده معادل با ۴۵ دقیقه

ورزش ارزش دارد." 

چون خنده نوعی آنتی بیوتیک طبیعی است که جسم را در مقابل بیماری ها قوی ساخته و

 اثر دردها را  تخفیف می دهد.

هنر شاد بودن ، مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاه ترین زمان ممکن پس از وقوع

 آنهاست.کسی که زودتر بعد از مشکلات می خندد ، سریع تر ناامیدی را از خود دور می کند

 و بهتر از داروی خنده بهره می گیرد .خندیدن و شاد بودن کارایی ما را بیشتر می کند و دیگران

 نیز از مصاحبت با ما احساس رضایت و خرسندی می کنند . همچنین خنده موجب تنفس عمیق

شده و باعث می شود که اکسیژن بیشتری به بافت های بدن برسد . در نتیجه ، جسم را سالم تر

و عمر را طولانی تر می کند .

لباتون پر خنده

ستایش

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 22:39 توسط ستایش |


    خم کرد پشت زمین را ناگاه داغ گرانت

   هفت آسمان گریه کردند بر تربت بی نشانت

                                   "فاطمه سالاروند"

 

 

حضرت زهرا دلش از یاس بود


 

قطره های اشکش از الماس بود


 

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه


 

می چکانید اشک حیدر را به چاه ...


 

گریه آری، گریه چون ابر چمن


 

بر کبود یاس و سرخ نسترن ...


 

این دل یاس است و روح یاسمین


 

این امانت را امین باش ای زمین


 

نیمه شب دزدانه باید زیر خاک


 

ریخت بر روی گل خورشید، خاک


 

مدفن این ناله غیر از چاه نیست


 

 جز تو کس از قبر او آگاه نیست 

             

                                                                         "احمد عزیزی"

 

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 16:17 توسط ستایش


 

بعد از سلامتی ، خنده بزرگترین نعمت خداوند است.(امام علی (ع))

نزد خداوند ، کافر خوشرو از مومن ترشرو عزیزتر است.(امام رضا (ع))

خنده وتبسم نشانه ی بارز خوش بینی است و آن موجب دوست یابی است.(امام علی (ع))

مگردان روز سلامت به ملامت حافظ

                                             چه توقع ز جهان گذران می داری

 

"خنده بر هر درد بی درمان دواست"

 

بد و نیک هر دو ز یزدان بود           لب مرد باید که خندان بود

                                                                       (فردوسی)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 22:52 توسط ستایش |


درست حدس زدید

امشب خیلی شارژم

خیلی وقت بود که مثل امروز نخندیده بودم و شــــــــــــاد نبودم

چقدر زندگی قشنگه

حضور خدا رو حس می کنم

واقعا" درسته که میگن : اگه یک قدم به سمت خدا بری ، خدا ده قدم به سوی تو می آید...

واقعا" حس می کنم به اصل خودم برگشتم  

اتفاقهای شیرین زندگیم یکی یکی دارند خودشونو نشون میدن

پروژه هامو ارائه دادم ، میان ترم ها رو گل کاشتم از درس خوندنم لذت می برم ...

چقدر زندگی قشنگه

وای خدا من چرا اینا رو اینجا میگم؟

چون شما کمکم کردین

تو مسیری که انتخاب کرده بودم

ازتون ممنونم

ممنـــــــــــــــــــــــــــون

استاد گرامی سید ضیاءالدین رضا توفیقی راست می گفتین

 شاد بودن و شاد زیستن بیشتر از اونی که مهارت باشه ، هنره

برای همتون آرزوی سلامتی و شادی دارم

شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادی

موفق باشین

یا حق

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 22:12 توسط ستایش |


رابطه مثبت زناشویی می تواند دستمایه شادی و در غیر این صورت منبع بزرگ رنج و تالم باشد.

به قول "ریچارد استیل" زندگی زناشویی همراه یا بدون عاطفه مناسب با آن کاملترین شکل تصور

 از بهشت و جهنمی است که ما در زندگی قادر به ایجاد به دست آوردن و یا رسیدن به آن

هستیم.

پس به قول شاعر:

               خوش باش و جهان خوش دار این نعمت یزدانیست

                                                   آلوده مکن با غم کفر است نه مسلمانیست

 Image hosting by TinyPic

 نقش زن در شادی:

بی تردید افکار شاد ما را شاد می کند اما افکار بد حالمان را خراب می کند.زن باید بداند

به خاطر خوشبختی خودش هم که شده باید شوهر شاد و خوشبختی داشته باشد.

برای رسیدن به این هدف یک لبخند یک چشمک یا یک بوسه هم کفایت می کند.

به طور یقین شما نمی توانید شوهرتان را تغییر دهید زیرا شخصیت او شکل گرفته است

پس سعی کنید او را به همان شکلی که هست بپذیرید.

سعی کنید به شوهرتان اطمینان کنید در این صورت است که به او قوت قلب و امید می دهید.

به او کمک کنید تا دارای روابط اجتماعی گسترده و مناسبی باشد نه اینکه روابط او را با دیگران

 قطع کنید.

از تشویق کردن او در انجام مسئولیت های اجتماعی شخصی و زندگیش غفلت نورزید

 مطمئن باشید که قهرمان ساختن از او در همه شئونات زندگی به نفع شماست.

با اوحرف بزنید به اتفاق هم راه بروید به حرف هایش گوش بدهید او را بفهمید

 اینها رمز شادمانی او هستند.

اگر می خواهید شوهرتان را خوشحال کنید ابتدا خودتان را شاد کنید.

این را بدانید که سهم زن در خوشبخت کردن خانواده ۶۰ درصد است.

پشت سر هر مرد موفق یک زن حمایت گر و مدیر ایستاده است.

به غذای مورد علاقه شوهرتان توجه کنید.به تحقیق اثبات شده است که شوهران از

زنان کد بانو خوششان می آید و از طرفی هم تغذیه سالم در سلامت و شادابی انسان

 نقش موثری ایفا می کند. 

در اصل مرد شاد آیینه زن است که رفتار و کردار و محسنات و عیوب او را می نمایاند...

همچنان که سعدی(ره) فرماید:

                               در مـــــــرد چو بد نگه کنی زن بینی

                                                             حق باطل و نیکخواه دشمن بینی

                               نقش خود توست هرچه در من بینی

                                                             با شمع در آ که خانه روشن بینی     

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 18:58 توسط ستایش |


 

ـ قدر دانی کردن از خوبی دیگران

- به خوبی یاد کردن از دیگران

- اعتراف به ارزش های خود

- با جسم خود به خوبی رفتار کردن

- ورزش و پرورش جسم

- دوست شدن با مردم خوب و شاد

- لذت بردن از مواهب الهی

- داشتن بیان مثبت

- ترسیم تصویری آرمانی از خود در ذهن نه تصویری که هستید.

- دوست داشتن همسایه مانند خود(ایجاد توازن بین خود و او)

- تصمیم گیری به اینکه از زندگی چه می خواهیم(و آنگاه براساس آن خواسته ها اقداماتی

انجام بدهیم.)

-  کمک گرفتن به طرز صحیح از دیگران

- یورش بردن با شور و شوق به هر مبارزه

- زندگی کردن در زمان حال

- تغییر الگوهای رفتاری(مثل ستایش)

- تمرکز بر داشته ها بجای نداشته ها

- داشتن انتظار شادی از خود و دیگران

- در جستجوی زیبایی ها و خوبی های خود و دیگران بودن  

+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 20:53 توسط ستایش |


 لبخند طبیعت

گالتون به عنوان کسی که مطالعه ی آماری هوش را شروع کرد می گوید:

هوش عبارت است از " قوه ی ذهنی که نوابغ ار آن بهره مندند و ابله ها فاقد آن هستند. "

هوش نیرویی است که از حافظه نتیجه می شود بنابراین کسی می تواند دارای هوش خوبی باشد

که از حافظه ی خوبی برخوردار باشد

ارتباط بین هوش و حافظه یک ارتباط بسیار نزدیک است . هوش علاوه بر این که نتیجه ی حافظه

 است حافظه نیز باید به هوش کمک کند چون کمک حافظه باعث می شود که هوش

به نحو بایسته ای مطالب را بگیرد و تحویل دهد .

"ترمن" هوش را عبارت از قدرت تفکر تجریدی می داند.

"ثورندایک" هوش را عبارت از قدرت ابراز عکس العمل های خوب از نقطه نظر حقیقت تعریف

می کند .همچنین از هوش به عنوان معدل استعدادها نام می برد.

"ابینگهاوس" هوش را عبارت از قدرت ترکیب می داند.

همچنین تعریف دیگری است که هوش عبارت از مجموع یا کل استعداد فرد است که او را به

انجام کار یا هدف و تفکر عقلانی وا می دارد.

عده ای هم هوش را مجموع استعدادهای خاص می دانند...

اما تعریف شما از هوش چیه؟

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 11:0 توسط ستایش |


شادی چیست؟

(merry)

ارسطو شادی را از سه دیدگاه بیان می کند:

الف) از نظر مردم عادی: مردم عادی لذت را شادی می دانند.

ب) افراد موفق: این افراد شادی را مساوی با عملکرد خوب می دانند.

ج) دانشمندان: دانشمندان زندگی متفکرانه را معادل شادی به شمار می آورند.

"زنو سیتیومی" بنیانگزار فلسفه ی رواقی شادی را معادل با بر آورده شدن آرزوها تعریف می کند.

"پروفسور مک گل" شادی را به لذت ها و تمایلات ارضا شده ربط می دهد.

"دکتر آیزنگ" معتقد است که شادی مساوی است با رضایت به علاوه ی سطح لذت...

بعضی هم خندیدن را معادل شاد بودن تعریف می کنند...

اما واقعیت این است که

انسان خلق شده است تا در این دنیا زندگی کند از نعمات الهی بهره بگیرد به عظمت الهی بیشتر پی ببرد و به

درستی بندگی کند.

پس با توجه به این هدف آفرینش می توان گفت:

"شادی عبارت است از احساس خوشبختی و رضایت از زندگی بهره گیری بهینه از نعمات الهی و بجا آوردن شکر

 و سپاس پروردگار".

"کم من وضیع رفعه حسن خلقه"

چه بسا فرد بی مقداری که خوش رویی اش او را برتری بخشیده است.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 0:41 توسط ستایش |