تبليغاتX
مهارت های شاد زیستن <"() BODY onload="startclock>

آنچه را که حقیقتاً آموختم، در مهد کودک آموختم

این جمله کاملاً جدی بود... 

" بیشتر چیزهایی را که واقعاً درباره ی چگونه زیستن، چه کردن، چگونه بودن، می دانم

در مهد کودک آموختم

عقل و دانایی در نوک قله ی تحصیلات عالیه نبود، بلکه آن را در جعبه ی شن بازی کودکستان یافتم.

اینها چیزهایی هستند که من در مهد کودک یاد گرفتم :

در همه چیز شریک شدن، عادلانه بازی کردن، به دیگران ضربه نزدن، برگرداندن چیزها به جایی که آنها را پیدا می کردم، تمیز کردن ریخت و پاشهایم، بر نداشتن وسایلی که مال من نبودند، عذر خواهی از کسی که به او صدمه زده ام، شستن دستها قبل از غذا خوردن، خوب بودن غذای گرم و شیر سرد برای سلامتی، متعادل زندگی کردن، هر روز کمی یاد گرفتن، کمی فکر کردن، کمی نقاشی کردن، کمی آواز خواندن، کمی بازی کردن، کمی کار کردن...

بسیاری از چیزهایی که ما به آن احتیاج داریم را می توان منتظر گذارد اما کودک را نمی توان، همین حالا زمانی است که استخوانهای او در حال شکل گرفتن، روح او در حال ساخته شدن، و حواس او در حال تکمیل شدن است...

به او نمی توانیم پاسخ بدهیم " فردا "

نام او " امروز " است

امروز است

امــــــــــــــــــــــــــــــروز

با تشکر از شما که بهترین و عزیزترین قسمت زندگی خود را به ما داده اید...

مهد کودک ... (برای اینکه تبلیغ نشه از گفتن نام مهد معذورم)

دنیا دنیا آرامش، شادی و آسایش با مهد کودک ستایش

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:20 توسط ستایش |


با توجه به فرمایش استاد گرامی این پست خلاصه شد...
از موسیقی درمانی برای تمدد اعصاب و کاستن استرس ها نیز استفاده می شود و مشخص شده است که روی اندامی در مغز به نام آمیگدالا اثر می گذارد و از طریق هیپوتالاموس و غده ی هیپوفیز روی غده ی آدرنال که هورمون استرس زا است تاثیر می کند، چون ترشح کورتیزول کند می شود، استرس نیز از بین می رود.
بین موسیقی و شاد زیستن رابطه ی معنی داری وجود دارد؛ یعنی اگر از موسیقی مناسب استفاده شود، عوامل استرس زا که رکن اصلی ناراحتی ها است از بین می رود و آرامش و سکون خوشایند بر روح و روان و جسم انسان مستولی می گردد در نتیجه تند خویی و عصبانیت تبدیل به خنده و شادی می شود.
با اندکی کنکاش در ادبیات و تاریخ کهن ایران زمین معلوم می شود که از قدیم این موضوع شناخته شده بوده است به طوریکه حتی بزرگان حاضر بودند در مقابل نواختن آهنگهای دلنشین برابر وزن سازشان به نوازندگان طلا بدهند چنانکه مولانا می فرماید :


          ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم 
                                                           و ای مطربان و ای مطربان دف شما پر زر کنم


و یا باز در این شعر ملاحظه می شود که بخت و اقبال یافتن و به همدیگر انرژی مثبت منتقل کردن بوسیله ی موسیقی مورد عنایت مولانا بوده است :


         همین دف بـزن هین کف بزن که اقـبال خواهی یافتن 
                                                 مـــردانه بــاش و غم مخــور ای غمگســـــــار مرد و زن 
         قـــوت بــده قــوت ســتان ای خـــواجـــه ی بـــازارگان 
                                                 صرفه مـــکن، صرفه مـــکن در ســود مـطلق گـــام زن


با توجه به اهمیت اثبات شده در موسیقی در شاد زیستن، توصیه می شود در حد امکان از موسیقی مناسب، ملایم و دلخواه خود در زندگی استفاده کنید تا با آرامشی که می یابید موجب راحتی و آرامش همسر و فرزند و اطرافیان خود نیز باشید، نه شرع و نه عرف با موسیقی اصیل و مناسب مخالف نیست، بلکه مخالفت آنها با ابتذال و غنا است که ضررهای فراوانی بر روح و جسم شما خواهند داشت.

اما نظر آقای غلامرضا عادل :

( آثار مخرب موسیقی های نامناسب) بحث خیلی گسترده است، در رابطه با تاثیرات منفی آهنگهای مخرب که مطمئناً اطلاع دارید، سعی کنید به موسیقی یا شعرهایی که مفهومی ندارند یا تحریک کننده اند به هیچ عنوان گوش ندین، با صدای بلند که هم پرده ی گوش و از بین می بره و هم اختلال در شنوایی ایجاد می کنه و هم اثرات منفی بسیار زیادی روی مغز داره موسیقی گوش ندین...
فکر کنم این پست منظورشو از موسیقی اصیل شرح داده باشه...


          مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین
                                                      نغـــنغه ی دگــر بــزن پـرده ی تــازه برگـــزین
          مطـرب روح من تویی کشتی نوح من تویی
                                                     فــتح و فــتوح من تویـــی یــار قــدیم و اولـــین
          ای ز تو شاد جان من بی تو مباد جـان من 
                                                    دل به تو داد جان من با غم تـوست همنشین
  

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 16:55 توسط ستایش |


موسیقی شکل غیر گفتاری احساس، عاطفه، ادراک و شناخت انسان است. موسیقی معنی کلمه ای و مفهوم لغوی ندارد ولی می تواند بار هیجانی نیرومند و دل پذیری داشته باشد، موسیقی حاصل پردازش اطلاعات غیر کلامی حافظه است که از بار عاطفی زیادی برخوردار است.
درمان برخی از بیماریها با آواز از سال 1350 قبل از میلاد بوسیله ی ارفئوس (orpheus) انجام می شده است.بطوریکه نامبرده به درمانگر با حرکات ریتمیک و موسیقی سحرآمیز خود معروف شده است و یا چوپان ها با نی لبک رفتار گروهی گله را تنظیم می کنند و در کوهستانهای صعب العبور بوسیله ی موسیقی گله را از خطرناکترین تنگناها هدایت می کنند، اینها نمونه ای از اثرات موسیقی است که در درمان دردها و زدودن ترس ها و همنوایی و برقراری رابطه ی صمیمی بین انسان ها به اثبات رسیده است.
در زمان فارابی موسیقی سه خاصیت عمده داشته است :1. احساس انگیزی 2. نشاط انگیزی 3. خیال انگیزی و یا تحت شرایطی هر سه خصوصیت را دارا بوده است. امروزه با روش های دقیقی تاثیر موسیقی را در فرایندهای روانی از جمله؛ سازمان بندی رفتار حرکتی، احساس، ادراک، شناخت، آگاهی، بخصوص هیجان و عاطفه بطور تجربی بررسی کرده اند و معلوم شده است که سیستم شنوایی هم تحت تاثیر کارکرد حواس و هیجان و انگیزش از نظر کیفیت دایماً تغییر می کند؛ مثلاً صدای لالایی مادر با ریتم خاص خود در ساقه ی مغزی، فعالیت بنیادی هشیاری را پایین می آورد و حتی آرامش ایجاد کرده و خواب را تسهیل می کند.

موسیقی در هیجان انگیزی موثر است، در کارکرد حس بینایی موثر است، یعنی با موسیقی آرام و دلپذیر، احساس و ادراک بینایی تغییر می یابد و به امواج مخصوصی از طیف امواج بینایی حساس تر می شود، که در تبلیغات و فروش کالا از این مطلب استفاده می شود. به عبارتی رنگ اجناس و کالای مورد نظر را در زمینه ی امواجی که چشم حساس تر می شود در معرض دید قرار می دهند و همزمان موسیقی آرام پخش می شود. لذا در تصمیم و گرایش خریدار اثر می گذارد.
موسیقی در سیستم غدد درون ریز تاثیر می گذارد؛ یعنی ریتم تنفس فرد هنگام پخش به موسیقی آشنا و دلخواه تنظیم و طبیعی می شود.
موسیقی در کاهش درد موثر است؛ زنان عشایر چند ساعت قبل از زایمان محلی آرام در کنار آبشار انتخاب می کنند زیرا صدای ریزش آبشار با موسیقی و ریتم طبیعی خود فعالیت بیوالکتریکی و شیمیایی ساقه ی مغز و ارتباطش با قشر مخ را به نحوی تغییر می دهد که آرامش ایجاد می کند و باعث کاهش درد می شود.   

ادامه دارد...   

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:45 توسط ستایش |


شادی یک احساس رضایتمندی و خوشایند است که موجب سلامتی جسم و روح انسان می شود. وقتی جسم و روح سالم باشند، بی تردید عقل و خرد نیز عملکردهای سالمی را برای زندگی انسانها تدارک می بینند.

هر چیزی هم که سبب سلامت روح و جسم انسان باشد و عقل و ذهن او را فعال و پویا نماید که عملکرد آنها منجر به خرسندی خود و شادی سایر انسانها بشود، مورد قبول و حمایت دین است. پس به راحتی می توان گفت نه تنها دین مخالف شادی نیست، بلکه حامی و پشتیبان او نیز می باشد، به طوری که حضرت علی (ع) می فرمایند :

" المومن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه " مومن شادیش در چهره نمایان و اندوهش در دل پنهان است. در این کلام گهربار معلوم می گردد که ایمان داشتن و مومن بودن، با شاد بودن، همانند دو طرف یک سکه هستند، چرا که مولا نگفته است حزن و اندوه نمایان باشد بلکه فرموده است : شادی در چهره ی مومن باید هویدا باشد. بنابراین اگر بگوییم که دین اسلام دین شادی و نشاط و امید است سخنی به گزاف نگفته ایم. همه ی دستورات دین زیبای اسلام منطبق بر فطرت انسان و تامین کننده ی صلاح دنیا و آخرت او می باشد فطرت هم به تحقیق مخالف شادی نیست.

نشانه ی آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است.(پیامبر اعظم(ص))

خوشحال کردن قلب مومن از ده حج با فضیلت تر است.(امام صادق(ع))

هرکس دل مومنی را که غم و اندوه دارد شاد کند، خداوند دل او را در روز قیامت شاد می کند.(امام جواد(ع))

شادی جزیی از دینداری است و کسی که بتواند بوسیله ی صفت مثبت شادی که در وجود خود پرورش داده دیگری را هم شاد کند، در پیشگاه خداوند از ارج و قرب عظیمی برخوردار خواهد شد؛ زیرا شادی واقعی یعنی لذت بردن از لحظه لحظه ی زندگی که با هدف آفرینش انسان مطابقت تام دارد.

یه درخواست دارم از عزیزانی که سوال می پرسن :

خواهش می کنم اگه وبلاگ هم ندارین، حداقل آدرس پست الکترونیکی تون رو برام بذارین تا بتونم پاسختون رو ان شاالله کامل میل کنم

گذاشتن نقطه چین هم یه جورایی اعصاب و ...

اگه اسمتون و بذارین مشکلی پیش نمیاد

مثلاً این پیام خصوصی از خانوم/آقای ..... : 

"سلام

چرا عادت کرده ایم شبهای قدر با گریه دعا بکنیم

یعنی خدا چشمهای گریان را دوست داره یا می خواهیم بگیم خدا چون دلسوز هست به اشک های ما توجه بیشتری می کنه و دلش به حالمون می سوزه

به نظرم خدا هم توی این شبها دلش میگیره از اینهمه اشک و چهره گشاده می خواد"

نظر شخصی من اینه که وقتی به خودمون میایم، وقتی در مقابل عظمت خدا، خالق جهان، خود ناچیزمون رو می بینیم، نا خود آگاه اشکمون جاری میشه

   وقتی معنای بندهای دعای جوشن کبیر و اسماء خدا رو می خونی، وقتی قرآن روی سرت میذاری و خدا رو قسم میدی گناهاتو ببخشه، وقتی به گذشته نگاه می کنی و می بینی چقدر گناه کاری، وقتی ائمه ی بزرگوار و رفتارشونو می بینی، فاصله ی خودت با خدا رو با معصومین می سنجی، این همه عقب موندن در کسب فضایل و دوری از رذایل خود به خود اشک را جاری میکنه چرا که فضایل موجب زیبایی روح انسان و خوشنودی خداست چنین انسانی به دیگران بهره می رسونه بدون چشمداشت، یعنی مردم از او خیر می بینند نه شر اگر جامعه ی انسانی از چنین انسانهایی تشکیل بشه، دیگه بشر شاهد این همه جنگ و خونریزی که برای سوء استفاده از منابع با ارزش کشورهای ضعیف است، نخواهد بود.

حالا خود قضاوت کنید آیا این اشک با ارزش نیست؟

آیا این اشک انسان را پست می کند یا عظمت می بخشد؟

 شاید بعضی ها اشک عظمت بخش را با اشک پست کننده ی مقام انسانی اشتباه گرفته اند، انسان اگر اشک بریزد برای چیزهای کم ارزش یا فاقد ارزش مانند اشک ریختن برای کسب مال، جاه، مقام و... آن هم نه در مقابل خالق یکتایی که همه چیز به دست اوست، مالک آسمانها و زمین است بلکه در مقابل کسی که مخلوقی بیش نیست و در مقابل هر متاع کم ارزشی که به ما بدهد متاع باارزشی مانند شخصیت و انسانیت را از ما می گیرد و ما را برده خود می کند...

پس مطلق ریختن اشک نه خوب است و نه بد بلکه باید دید که چرا اشک می ریزد؟ یعنی با ریختن اشک چه چیزی به دست می آورد و چه چیزی از دست میدهد؟

اما من مسلمون وقتی سوال شرعی برام پیش میاد، یا چیزی مثل این باید از کسی سوال کنم و جواب بخوام که عالمه، کسی که عمرشو در این راه گذاشته

کتابهای شهید مطهری، برنامه های آقای قرائتی ... خیلی جالبن

این سایت ها هم مطالب جالبی دارن، یه سر بزنین :

در کرانه ی استجابت

حوزه ی کوثر

پرسمان

و...  

شاد و پیروز باشید

ستایش

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 17:30 توسط ستایش |


سلام به ماه مهربون

سلامممممممممممممم

یه سلام پر انرژی به همه ی انسانهای اکتیو و پر انرژی از جمله استاد عزیزم و المیرای نازم

کسانی که واقعاً حضورشون نشاط آور و انرژی زاست

و یه خداحافظ ویژه از تمام کسانی که همیشه آیه ی یاس می خونن

خداحافظ از تمام کسانی که خودشون که به جایی نرسیدن، هیچ، به تو هم دستور توقف میدن

مطمئنم اکثر شما دوستان عزیزم چه در محل تحصیل، چه محل کار دشمن یا بهتر بگم حسود و سنگ انداز و بدخواه کم ندارین

اما همیشه یادتون باشه " دشمن ندارد آنکه هنر ندارد "

بگذریم

آرزو می کنم سال تحصیلی جدید رو با توکل به خدا، امید، نشاط، حرکت... شروع کرده باشین و به همه ی اهدافتون با یاری ایزد منان برسین

از اونجایی که این چهار ماه برای من فوق العاده حساسه

طراحی و پیاده سازی کتابخانه الکترونیکی

محیط های چند رسانه ای

شبکه های کامپیوتری

مستند سازی

پایگاه داده ها

مباحث ویژه

مهندسی فناوری اطلاعات

تجزیه و تحلیل سیستم ها

آز پایگاه و آز شبکه

اینها دلیل پر کار بودن منه

پس بر آن شدیم تا یک برنامه ریزی دقیق به عمل آوریم تا با یاری حق تعالی به همه ی کارهای خود از جمله وبلاگ مهارت های شاد زیستنبرسیم

از این به بعد  انشاالله وبلاگ هر هفته روز پنج شنبه بروز میشه

از همراهی همه ی شما عزیزان سپاسگزارم

شاد و پیروز باشید در پناه حق

ستایش

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16:24 توسط ستایش |